تبليغاتX
برزنگاه

برزنگاه

عکاسی خبری ایران

عکاسی خبری در ایران

کشور ایران جز دسته ای از کشور اهست که هنر های بومی و سنتی در این گروه از ارجعیت خاصی برخوردار هستند.اما ایران جز معدود کشور هایی می باشد که از لحاظ سخت افزاری همیشه با اندک فاصله ای به روز شده است.سینما و در کل رسانه های دیداری و شنیداری تفریبا هم زمان با تولد خود به ایران وارد سده اند. دراین میان هنر-صنعت عکاسی مظلوم تاریخ هنر این مرزوبوم بوده.

عکاسی با ذوق و دریایت دربار قاجار وارد ایران شد و از همان بدو ورود دچار نوعی انحصار شد که ده به نفع دربار بود نه مردم.

با انتشار اولین روزنامه ها در ایران ضرورت استفاده از تصویر در این رسانه آشکار شد.اما به دلایل خاص سیاسی هیچگاه رسانه مکتوب(مطبوعات)در ایران آن جایگاه والا را ازآن خود ندیدند.حکومت رضا شاه پهلوی کودتای 28مرداد انقلاب اسلامی! جنگ تحمیلی و دوران سازندگی همه و همه دست به دست هم دادند تا جایگاه رسانه ها جایگاهی تارعنکبوتی و متزلزل باشد.

اما نقطه عطف مطیوعات با 2خرداد 76 رقم خورد-اینگونه که اصحاب جراید از آزادی عمل بیشتری برخوردار شدند-که این دوره هم دیری نپایید.ولی حوادث خاصی بظیر 18تیر78 وهمچنین برخی اعتراصات خیابانی پراکنده در ایران زمینه ساز ظهور نسل جدید عکاسی خبری در ایران شدند.اما هنوز جایگاه مطبوعات تزلزل داشت و حریم امن شغلی محسوب نمی شد.اما با نو اندیشی های دولت سید محمد خااتمی و شخص وزیر وقت ارشاد آقای عطا الله مهاجرانی در اعطای مجوز به آژانس ها و خبرگزاری ها زمینه بروز استعدادهای جداد در این حوزه را فراهم ساخت.

در این میان دانشکده خبر-ایرنا- کمک شایانی به این بخش لز رکن چهارم دموکراسی تعنی مطبوعات کرده.آموزش منحصر عکاسان خبری در ایران با استفاده از آخرین متد های آموزشی جهان همچنین یاری جستن از اساتیند فن در این حوزه توانسته خدمت بزرگی به جامعه رسانه ای این کشور کند.

تعداد چهار شهید سانحه ی دلخراش سقوط هواپیمای C-130 از این دانشکده و همچنین پشتوانه ی سرویس های عکس اکثر نشریات و خبرگزاری ها و مهم تر از همه عکاسان سطح اول ایران که دانشجو یا فارق التحصیل این دانشکده هستند گواه لین مدعا هستند.

قصد یه عطاله سخن ندارم و هدف از نگارش این مطلب دینی بود که نسبت به این بخش خاموش و مظلوم مطبوعات داشتم.حتما در مطالب بعدی به معرفی و شناساندن دیگر عکاسان و موفقیت های آنان خواهم پرداخت.

اما نگاه تیزبینانه و در خور تحسین عکاسان خبری همهشه قابل تقدیر و احترام است.چرا که در خیلی از موارد زبان از گفتن قاصر میشود و تنها این عکس است که می تواتند مفاهیم را منتقل کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 9:26 PM  توسط رسول صفی زاده  | 

تهران و کافه هاش

تو تهران برای همه جور آدم جا هست.اما وقتی یه عده جوون بخوان با هم باشن باید از هفت خان رستم رد بشن. من به شخصه عاشق کافه های خاصی تو تهرانم.کافه گودو.کنج.هفتاد و هشت.هشت و نیم و کافه شوکا.

اگر حق انتخاب با خودم باشه من کافه گودو رو انتخاب می کنم چون هم قشنگه هم راحته هم اینکه منو نوستالوژیک می کنه.فضای کافه یه فضای قدیمی و فرانسوی داره و وقتی گرامافون قدیمی کافه روشن می شه آدم نا خود آگاه می ره به دهه ی 20ویا 30.

از حق نگذریم این تنها کافه ی واقعی به معنای کلمه تو تهرانه.

اما عکس زیر فقط احساس غم و یا تفکر چند تا جوونه که بعد از کلی سگ دو زدن و این سینما اون سینما رفتن تو ایام جشنواره. حالا خسته و مونده اومدن تو کافه کنج که روز خوب خودشون رو تموم کنن.اما چرا این شکلی!من واقعا نمی دونم.

پاتوق دوست داشتنی من گودو و در مواقع خاص کنج...

شعار همه ی جوونای ایرانی"انرژی هسته ای حق مسلم ماست"

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 0:26 AM  توسط رسول صفی زاده  |